
Natasa Stork
Márta Vizy

مارتا، جراح مغز و اعصاب 40 ساله، عاشق می شود. او حرفه درخشان آمریکایی خود را پشت سر می گذارد و به بوداپست باز می گردد تا زندگی جدیدی را با مردی که دوستش دارد آغاز کند. اما او بیهوده در پل آزادی منتظر او می ماند - او در میعادگاه آنها ظاهر نمی شود. مارتا ناامیدانه شروع به جستجوی او می کند، اما وقتی سرانجام او را پیدا می کند، عشق زندگی او ادعا می کند که آنها قبلا هرگز ملاقات نکرده اند.
دیدگاه ها
برای ثبت دیدگاه ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید.
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. اولین دیدگاه را شما بنویسید!