
Faran Tahir
Farhad

در یک روستای کوچک در پاکستان، بزرگان روستا از مینای 15 ساله درخواست می کنند که باید به عنوان پول جنایتی که برادرش مرتکب شده است، تحویل داده شود. مرد بیرحمی که او مجبور به ازدواج میشود، او را در یک اتاق کوچک محبوس نگه میدارد، تنها راه فرارش تخیلاتش و خیره شدن به پنجرهای کوچک است. در همین حال، دو خانواده در یک رشته پیچ و تاب به هم می رسند که ردپایی از درد، دلشکستگی و خون به جا می گذارد.
دیدگاه ها
برای ثبت دیدگاه ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید.
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. اولین دیدگاه را شما بنویسید!