
Aboubakr Bensaïhi
Kamal

کمال تصمیم می گیرد زندگی خود را به سمت بهتر شدن تغییر دهد و به این ترتیب بلژیک را ترک می کند تا به قربانیان جنگ در سوریه کمک کند. اما وقتی می رسد، مجبور می شود به یک شبه نظامی بپیوندد و در رقه سرگردان بماند. در بازگشت به خانه، برادر کوچکترش نسیم به سرعت طعمه آسانی برای استخدامکنندگان رادیکال میشود که قول میدهند او را با برادرش ملحق کنند. مادر آنها، لیلا، برای محافظت از تنها چیزی که باقی مانده است مبارزه می کند: کوچکترین پسرش.
دیدگاه ها
برای ثبت دیدگاه ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید.
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. اولین دیدگاه را شما بنویسید!